داستان وبلاگ نوشتن ما هم داستان مكتب رفتن حسني شده. ننوشتيم ننوشتيم حالا در بدترين موقعيت راضي به تاسيسش شديم. كلي كلنجار و تو سر و كله هم زدنهاي سلولهاي خاكستري و سياه و سفيد و توصيه دوستان و شرط و شروط و قاعده و قانون، آخرش به اين نتيجه رسيديم كه به قول روانشناسا بهترين فكرا زماني تو كله آدم مياد كه اصلا توي مود اون قضيه نيستي. لپ كلام اينكه با خودمون كنار اومديم تا يه وبلاگ راه بندازيم حالا داشتن و نداشتن خواننده، خصوصي يا عمومي نوشتن، شاد يا غمگين بودن، رنگ و بوي حرفاي سياسي گرفتن يا نگرفتن مطالب، اصلا لزوم نوشتن يا ننوشتن يه وبلاگ و سوسول بازي بودن يا نبودنش همه يه شبه حل شد و خلاصه بعد از دو سه ماه از تاسيس قالبش، نوشتن مطالبشو شروع كردم. ديگه هم برام مهم نيست كه چي در مياد و اصلا كسي مياد بخونه يا نه و خلاصه ديديم بابا ديكته ننوشته غلط نداره.
اسمشو عوض كردم ولي قبلش يه سرچي زدم تو نت ديدم اووووه راجع به اين اسم زياد تو نت نوشتن خواستم عوضش كنم ولي ديدم نه اسم پرمفهوميه. خلاصه مهم نيست هركي از يه زاويه بهش نيگاه ميكنه ديگه. اصلش اينه كه براي خودم و فكرام و حرفام مفهوم داره.
به هر حال به اين نتيجه رسيدم كه استارتشو بزنم. شايد كسايي پيدا شن و بيان بخوننش و نظر بدن شايد هم خيلي مهجور بمونه و به يه دفترچه خاطرات تبديل بشه. بادا باد. اين هم خودش يه تجربه است. ولي به هرحال اميدوارم” پيله “ به محلي براي آشنايي با آدمهاي جديد، دوستاي جديد و فكراي جديد تبديل بشه. به قول اون شاعر دوست داشتني :
آرزو ميكردم كه تو خواننده شعرم باشي
راستي شعر مرا ميخواني
نه دريغا هرگز باورم نيست كه خواننده شعرم باشي
كاشكي شعر مرا ميخواندي ....
اسمشو عوض كردم ولي قبلش يه سرچي زدم تو نت ديدم اووووه راجع به اين اسم زياد تو نت نوشتن خواستم عوضش كنم ولي ديدم نه اسم پرمفهوميه. خلاصه مهم نيست هركي از يه زاويه بهش نيگاه ميكنه ديگه. اصلش اينه كه براي خودم و فكرام و حرفام مفهوم داره.
به هر حال به اين نتيجه رسيدم كه استارتشو بزنم. شايد كسايي پيدا شن و بيان بخوننش و نظر بدن شايد هم خيلي مهجور بمونه و به يه دفترچه خاطرات تبديل بشه. بادا باد. اين هم خودش يه تجربه است. ولي به هرحال اميدوارم” پيله “ به محلي براي آشنايي با آدمهاي جديد، دوستاي جديد و فكراي جديد تبديل بشه. به قول اون شاعر دوست داشتني :
آرزو ميكردم كه تو خواننده شعرم باشي
راستي شعر مرا ميخواني
نه دريغا هرگز باورم نيست كه خواننده شعرم باشي
كاشكي شعر مرا ميخواندي ....
mikhoniiiiiiiiim dawsh !
پاسخ دادنحذفyade bloge pileyi baraye parvaze khodam oftadam ! :D
akhey manam delam vase neveshtan tange...vase oon bitayi ke too konje otaghesh mishesto tond tond minevesht , enghadr zehnam sholooghe ke nemitoonam vase khodam khialbafi konam , akhey manam delam mikhad dobare benevisam